الشيخ محمد الصادقي الطهراني
17
علم قضاوت در اسلام (از ديدگاه كتاب و سنت) (فارسى)
به يكى از طرفين رعوا داشته باشد ، چنانكه از حضرت امام باقر عليه السلام است كه : « در بنىاسرائيل قاضىاى بود كه هميشه قضاوتش بهحق و عدالت بود ، بههنگام مرگش بهزنش گفت پس از مرگم مرا غسل و كفن كن و بر تابوتم بخوابان و چهرهام را بپوشان كه هرگز منظرهى بدى نخواهى ديد . چون مُرد ، زنش دستوراتش را انجام داد ولى پس از پوشاندن صورت شوهرش مجدداً چهرهاش را باز كرد كه چه مىبيند ، ديد كرمى گلويش را مىجَوَد . خيلى نگران شد . چون شب فرا رسيد مرد بهخوابش آمد و بهزنش گفت : اگر نگران شدى ، بدان آنچه ديدى مربوط بهبرادرت فلانى بود كه با طرفِ نزاعش نزد من آمد . من در دلم گفتم خدايا حق را بهطرف اين برادر قرار ده و قضاوت را بهسود او مقرر فرماى ، چون اقامهى دعوى كردند چنان شد كه خواستم و در ميزان قضاوت ، بهخوبى حق را بهجانب او يافتم و بهنفع او بهميزان عدالت حكم كردم ، در نتيجه بهآنچه ديدى دچار شدم زيرا ميلِ درونيم با او بود ، گرچه حق هم با او بود . » اينجا اهميت بىطرفى در قضاوت بهاين درجه نمودار است كه قاضى بهطور كلى بايستى از خواستِ يكطرفهى درونى نسبت بهيكى از طرفين دعوى خالى باشد تا اين اندازه كه از خدا هم نخواهد حق را بهطرف يكى از آندو كه ميل دارد مقرر كند بلكه همواره خواستهاش از خدا و در تمامى مراحلِ خواستهى حق باشد ، توجه و تعميمِ حكمِ بهحق باشد گرچه به سود دشمنش و بهزيان دوستش ، چنانكه قرآن مىفرمايد : « كُونُوا قَوّامينَ بالْقِسْطِ شُهَداءَ للَّهوَلَوْ عَلى أنْفُسِكُمْ » ( 4 : 135 ) : بسيار قيامِ